آغاز هر كار مهمترين قسمت آن است . افلاطون


قبول حقيقت از بيان حقيقت سخت‌تر است . هيچكاك


میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن


با ، رفته گان به جهان دیگر، نتوان همراه شد ، که  این کوشش و همراهی عمر را  بباد می دهد . اُرد بزرگ


ایده های ازلی دریافته از تامل ناب هستند و مایه اساسی و ابدی تمام پدیده های جهان را بازگو می کنند. این ایده ها متناسب با ماده ای که واسطه بازگویی آنها هستند ، جامه نقاشی ، شعر، مجسمه سازی یا موسیقی می پوشند . تنها سرچشمه هنر معرفت بر ایده هاست و تنها هدف آن انتقال این معرفت است.  شوپنهاور


هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است . اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب و بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد. اریسون سووت ماردن

فكر خوب معمار و آفريننده است . ديل كارنگي


انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند . پاسكال


تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم . اديسون


افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد .ارنست ديمنه


ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .  اُرد بزرگ


شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ . جبران خلیل جبران


بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آمیخته است بال فشانی می کند . بایگون


من احساس مي كنم پس هستم . آندره ژید


گیتی همواره در حال زایش است و پویشی آرام در همه گونه های آن در حال پیدایش است . اُرد بزرگ


به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها . بزرگمهر


ای اختر بزرگ ؛ تو را چه نبکبختی می بود اگر نمی داشتی آنانی را که روشنی شان می بخشی !
هان ! از فرزانگی خویش به تنگ آمده ام و چون زنبوری انگبین بسیار گرد کرده ؛ مرا به دستهایی نیاز است که به سویم دراز شوند.
 هان ! این جام دیگر بار تهی شدن خواهد و ابرانسان دیگر بار انسان شدن . فردریش نیچه


شعر، حافظه ی آینده است. یانیس ریتسوس


آنکه نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد . اُرد بزرگ


در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. آلبرت انیشتین

فكر كردن،سخت ترين كار بشر است .انيشتين


آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم .جبران خليل جبران


الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد. ويكتور هوگو


مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد. مارك تواين


فزون خواهی برای داشته های ما زیانبار است . اُرد بزرگ


تنها دوراه برای زیستن در زندگی خود داری ،اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی، ودیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی.  آلبرت انیشتین


زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست  . جبران خلیل جبران


تنها زندگي كردن ،بهتر از رفاقت با نارفيقان است.  پل ورلن


اینها ضعفا هستند که اراده به سوی قدرت خودشان را به این صورت مخفی می کنند که عالم دیگری بسازند در واقع عالم افلاطونی همین است  . فردریش نیچه


انسان وقتی که بلند حرف بزند صدایش را می شنوند ، اما وقتی که یواش حرف بزند به گفته اش گوش می دهند . پل رینو


خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید . اُرد بزرگ


بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد .بزرگمهر


عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند. آلبرت انیشتین


مفاهیم اساسا تفکراتی انتزاعی و تا اندازه ای بی جان هستند. هنرمندانی که پیش از شروع یک کار تمام جزئیات آن را برنامه ریزی می کنند تنها از اندیشه مفهومی سود می جویند و در نتیجه آثار سست و ملال آوری به وجود می آورند زیرا خود را از منابع عمیقتر الهام یعنی ایده ها محروم می کنند . شوپنهاور


بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آنها نسبت به یکدیگر بوده است . اُرد بزرگ


لذت نگرستن و درک طبیعت والاترین نعمت است . آلبرت انیشتین


ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند . فردریش نیچه


در روزگار ما ، سرنوشت آدمی در سیاست تحقق یافته است . توماس مان


ما در واقع هيچ چيز دربارة انگيزه نمي‌دانيم. همة آنچه مي‌دانيم نگارش كتابهايي در اين مورد است. پيتراف دروكر
 

از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش  . جبران خلیل جبران

برای جوانمردی و مروتی که به هر کس می کنی انتظار هیچ پاداشی نداسته باش. پیکاسو


برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگر داند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود .  بزرگمهر


آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست . اُرد بزرگ


آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه انسان‌ها برابرند . مارتين لوتر كينگ


لحظه‌اي به لاك پشت بنگريد! او تنها وقتي پيش ميرود كه گردنش را از زير كاسه بيرون بياورد . جيمس كونانت


دعا نباید برای ما تبدیل به راه فراری برای انجام ندادن وظایفی شود که ما باید خودمان آنها را انجام دهیم‌. اسوالد چمبرز


هر چه بیشتر بر بار حافظه بیفزایید ، حافظه تان قوی تر می گردد و هر چه بیشتر به آن اعتماد کنید ، قابل اعتمادتر می گردد . توماس دوکوئین


وزن یک تهمت ، سنگین تر از هزار هزار دشنام است . اُرد بزرگ


گمان نكنم كار فكري اي خطرناك تر از خيالبافي وجود داشته باشد،اما من با ترديد از خود پرسيده ام اگر به اين فعاليت فكري نپرداخته بودم،اصلا مي توانستم رمان بنويسم يا نه .از طريق همين خيالبافي بود كه ياد گرفتم به داستانهاي خيالي علاقمند شوم، به تفصيل به اثري فكر كنم كه آفريده تخيل من است، و در جهاني زندگي كنم كه يكسره بيرون از جهان زندگي مادي خود من قرار گرفته است .ترولوپ


این تاج مرد خندان این تاج گل سرخ را من خود بر سر نهادم . من خود خندهء خویش را مقدس خواندم. بهر چنین کاری هیچ کس دیگر را امروز چندان که باید نیرومند نیافته ام . فردریش نیچه


کارهای خود را به دو تا سه تا محصور کن و برآن باش که بر تعداد آنها اضافه نشود... حسابهای خود را مثلا سعی کن از پنج و شش تجاوز نکند تا بتوانی با انگشتان حساب کنی .... خلاصه تنها چیزی که توصیه و تکرار می کنم این است: سادگی ، سادگی ، سادگی  . ثوروویک


بشر حق انتخاب ندارد چون محکوم و مجبور به سرنوشت است . فردریش نیچه


هیچ کاری برای انسان سخت تر از فکر کردن نیست. آلبرت اینشتین


آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود . اُرد بزرگ


وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است . جبران خلیل جبران


زندگيت هرچه باشد با آن روبرو شو و آن را در آغوش گير ، از  آن دوري مکن و به نامهاي سخت و درشتش مخوان .زندگي آنقدر بد نيست که توهستي . ثورو ويک


کاش می‌دانستم چه کسی مرا غیبت می کند؟ چه کسی مرا دشمن می دارد؟ و که بد می گوید؟ تا او را سیم و زر فرستادمی که چون کار من می کند از مال من نیز خرج کند و تذکره الاولیاء


بیهوده گوی در نظر هیچ کس قدر ندارد . بزرگمهر


توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. اُرد بزرگ


در دنیا هیچ منظره ای جالب تر از زنی که مشغول پختن غذا برای مرد محبوب خویش است وجود ندارد  . توماس ولف


یا به من آزادی بدهید یا مرگ . پاتریک هنری


بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب . فردریش نیچه


موسیقی ای اصیل است که در ورای خود بیانگر ایده ای باشد. شوپنهاور


آنچه اين جهان واقعاً بدان نياز دارد محبت بيشتر و كاغذبازي كمتر است.  پرل بيلي


تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج  و شورش دیگر نیست . اُرد بزرگ


در میان آتش و زنها افتادن هر دو یکی است. پنتاگوراس


مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " . زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! "  . جبران خلیل جبران


تا کنون رفیقی پیدا نکرده ام که به اندازۀ تنهایی قابل رفاقت باشد . تورو


آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. باید گفت نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود . اُرد بزرگ


در هر جا که هستید و با هر چه که در اختیار دارید کاری بکنید. تئودور روزوست


بد نژادان و بدگوهران خطاکار را باید از درگاه خویش براند تا نیکان از گزندشان در امان بمانند .  بزرگمهر


میوه کشتن ، کشته شدن است . اُرد بزرگ


بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم . فردریش نیچه


در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم ، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم .  پائولو کوئيلو


وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست . تناجیو 


چه ناچيز است زندگی كسی كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزی نمی بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را  . جبران خلیل جبران


کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده  و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم  . نادر شاه افشار


اگر با شخص مباحثه کنیم و تمام قدرت استدلال و بیان خود را به کار اندازیم چقدر تلخ و خشمگین خواهیم شد وقتی که بفهمیم طرف نمی خواهد بفهمد و ما با اراده او سر و کار داریم. از اینجاست که منطق بی فایده است. شوپنهاور


غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . اُرد بزرگ


دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد ، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد . یورتن  


با دیگران بودن آلودگی می آورد . فردریش نیچه


خداوند آزادي را آفريد و بشربندگي را . آندره شينه


وقتي نهال آزادي ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو مي‌كند . جورج واشنگتن


كسي‌كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد. بنجامين فرانكلين


وقتي انسان دوست واقعي دارد كه خودش هم دوست واقعي باشد. امرسون


هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم كه از وي چيزي نتوانسته‌ام بياموزم . گاليله


خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت .  اُرد بزرگ


ما از جنس روياهايمان هستيم. ويليام شكسپير


اگر قرار باشد بايستي و به طرف هر سگي كه پارس مي‌كند سنگ پرتاب كني، هرگز به مقصد نمي‌رسي. لارنس استرن


هيچ چيز بهتر از كار كردن بجاي غصه خوردن، آدمي را به خوشبختي نزديك نمي‌سازد . موريس مترلينگ


چنان باش كه بتواني به هر كس بگويي: «مثل من باش» . امانوئل كانت


يا چنان نماي كه هستي، يا چنان باش كه مي‌نمايي . بايزيد بسطامي


اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ


نمي‌توانيد به ساختن دنياي بهتر اميد داشته باشيد؛ مگر آن‌كه تك‌تك افراد اجتماع پيشرفت كنند. به اين منظور هر يك از ما بايد علاوه بر اين‌كه به پيشرفت خود مي‌انديشد، در برابر عموم افراد بشر نيز احساس مسؤوليت كند. وظيفة ما اين است كه براي كساني كه مي‌توانيم، مفيد واقع شويم . ماري كوري


دوستي همواره يك مسؤوليت شيرين است نه يك فرصت. خليل جبران


شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند . جبران خلیل جبران


در میان شما هستند کسانی که خواسته اند برای گریز از تنهایی و بیقراری و یکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی  روی آورند ، زیرا سکوت تنهایی تصویر روشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه می گیرند و به گریز پناه می برند . جبران خلیل جبران


میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . اُرد بزرگ


در آغاز هر کار مهم زن وجود دارد . لافونتن


کسیکه همۀ سلاحهای خود را رها کرده و ناله کنان می گوید نمی توانم ، از من ساخته نیست و بدشانسم ، ترحم انگیزترین مخلوق دنیاست . لاواتر


قلب زن پرتگاهی است که عمقش را نمی توان تخمین زد . لافونتن


خردمند  هرگز غم آنچه را  از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر


سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند  . اُرد بزرگ


گرچه دو مهفوم « زمان» و « تاريخ» ، مانند بسا مفاهيم ديگر، از ساخته های ذهن آدميزادند و در « طبيعت » وجود ندارند، اما ميان آنها تضادی هست که بر بسياری از آدميان آشکار نيست
عام ترين تعريفی که از مفهوم زمان به دست می توان داد، " تکرار پديده های طبيعی بـــر ـ يا بـــرای ـ آدمی است". بعبارت ساده تر: اگر شما، دوبار يا چند بار شاهد روييدن جوانه ها بر درختان و يا دميدن خورشيد از مشرق و يا فرود آمدن برف از آسمان باشيد، احساس زمان می کنيد و چون جـُـز در خيال و خاطره، به « گذشته » باز نمی توانيد گشت، « زمان » را رو به « آينده » می بينيد
از همين تعريف، دو تبصره زاده می شود: اول آن که چون مفهوم « زمان » ، از « تکرار پديده های طبيعی » بوجود می آيد، يکنواخت است و دوم اين که: چون رو به « آينده » دارد، گــُـذراست. پس صفات اصلی « زمان » : يکنواختی و گذرايی است
و حال آنکه « تاريخ » به گونه ای از زمان اطلاق می شود که « يکنواخت » و « گذرا» نيست. يعنی به دليل وقوع حادثه ای مهم، از ميان برهه های ديگر مشخص شده و به همان دليل، در ذهن آدمی مانده است. پس صفات اساسی تاريخ « يکتايی » ( درمقابل يکنواختی زمان ) و « ماندگاری» ( در برابر گذرايی او ) است
بر مبنای همين صفات است که « زمان » را مـُولد زندگی جسمانی و برونی انسان و « تاريخ » را محصول حيات معنوی و درونی او می توان دانست و نيز، علوم و فنون و ادراکات بشری را با يکی از اين دو قلمرو، متناسب و يا سازگار می توان يافت
« سياست » که بنا بر يک تعريف مشهور باستانی، « علم استفاده از ممکنات » است در قلمرو « زمان » قرار دارد، زيرا که همهء قوانين و وسائل آن، به زندگی جسمانی و برونی آدميان مربوط است و عبارت «استفاده از ممکنات » ناظر به همين معنی است
و برعکس، جای « هنر» در حيطهء « تاريخ» است، چرا که نه تنها همه اصول و ضرورياتش از حيات معنوی و درونی بشر پديد آمده، بلکه هدفش ـ در ضمير نا آگاه انسانی ـ غلبه بر دوصفت اصلی زمان، يعنی يکنواختی و گذرايی بوده است
و از همين روست که هر اثر بزرگ هنری، در اوضاع و احوالی يگانه و تکرار ناپذير آفريده می شود و در همهء اعصار، پايدار می ماند و به همين سبب: « بی مانند » ( ضد يکنواخت) و جاودان (ضد گذرا) است
پس هنرمند نيز، به تبع «هنر»، در حيطهء « تاريخ » زيست می کند و به ضرورتهای آن پاسخ می گويد و برخلاف او، سياستمدار، به تبع « سياست»، در قلمرو « زمان» بسر می برد و به مقتضيات آن جواب می دهد  نادر نادرپور


به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبران


 ملت ها احکام صحیح خود را از تاریخ دریافت می دارند. ژرژ هگل


زمين روزي از آن ابرانسان می شود . فردریش نیچه


یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . اُرد بزرگ


انسان ترکیب عجیبی است و در عین ناچیزی خود را برتر از همه می شمارد . اشتیل


برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم . ارد بزرگ


خردمند به چیزی که اگر به دستش نیاید غمگین و دل آزرده شود ، هرگز دل نمی بندد . بزرگمهر


مردی که اشتباه نکند ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت . ادوارد فیلیپس


پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است .  اُرد بزرگ